سمت شرقی کلبه

10,000 تخفیف

9,000 تومان

دهرکودکی است که نرد می بازد (هراکلیتوس)

نحوه ی شروع بحث مترتب بر هیچ ,آدابی و ترتیبی, نیست؛ البته ، هرگونه اش توجیه و پسندیده است. این اصل در مورد ارتباط یا واکنش خواننده به آن مصداق ندارد؛ خاصه وقتی مبحث بار فلسفی دارد و روشی که در افاده ی مطلب به کار رفته بیشتر  صبغه ی ادبی محور باشد و رنگ  فیتُون(feuilleton) گونه گرفته باشد و عامل کنایی و کنایه ای-اگر نه طنز- نیز در آن ايفاي  نقش کند؛ ضمن آنکه ملهم از پیچیدگی تلمیحی باشد و با این خصیصه که وصف اشخاص داستان، به سنخ حدیت دیگران گفته آمده باشد. همه ی اینها حکایت از منش مؤلف و نگرش به گفت و گو با تنی چند از اندیشه ورزان برجسته ی تاریخ(عالم) فلسفه دارد.

به هرحال با ژانر خاصی روبه رویم که درآن تنی چند از برجستگانه فلاسفه ی معارض ولی نه همزمان شخصيت هاي داستان اند، و  مقابله ی گفتمانی شان درون مایه ی آن را شکل می دهد، و درگیری شان مُهر خودویژگی این موضوع مرکزی یا معمای خاص  را  برپیشانی دارد: چرا{زندگی} چنین، ولی نااینچنین نشد؟ نظرات فلاسفه را گونه گون متشابه و متفاوت کرده اند؛ ولی به ندرت حتی در حیاط خلوت شان به این چرا توجه داشته اند. چراهای بسیاری محرک واکنش ولذا حرکت تاریخ فلسفه شده است؛ ولی این چرا ، علت وجودی خود فلسفه را به پرسش می گیرد. شگفت آن که این چرا ی لاپاسخ، مسایلی را پیش می آورد که بحث شان، برخی اندیشه های خیّام را نیز به ذهن متبادر می کند و لذا به چرا  صبغه ی فکری-ادبی نیز می دهد:

مناسبت هستندگی و نباشندگی، سکوت و سوت، زمان و هستی و حد فاصل زمان، نوشتن و نقشش در کُندی ذهن، زبان به عنوان خانه ی هستی، نقش ایدئولوژیکی شعر، وینگنشتاین و فرا زبان، تکنولوژی وبُهت، دازاین( تفاوت وجود و موجود)، فراموشی نسبت به وجود(دازاین)، شیئیت حاصل از بی تفاوتی به تکنولوژی، خلاء بین هستی و زمان، اضطراب و عصر حاضر در جست و جوی ابرمرد(وقتی نه غربی، باری شرقی)، فراموشی دازاین- راهی به هنر، غار و محبوسان غار، تشویش موجب تشویش، آیین تعارض نیک و بد، هراکلیت - رود و انسانی که امروزش فردایش نیست،..

از حیاط خلوت صحبت شد. راه ورود به حیاط خلوت اغلب مسير معمولی ورود به درون خانه نیست؛ اي بساکه زرق وبرق مسیر معمول را ندارد. بی پلکان و فرش ناشده است؛ بیشتر اوقات به آن نمی رسند، به حال خود رهایش می کنند. . اما این مزیت را دارد که برای ورود به آن تدارک و لباس رسمی نمی خواهد. آدم همان طور که هست  و همان که هست وارد آن می شود، ضمن آن که به هدفی واحد، که شاید نامنتظره  باشد،می رسد. نا منتظره بودنش درآن است که انسان فلاسفه را نیز همان طور که به واقع هستند، می باید. چه بس گفتمان مهم و ژرف که تنها دراین فضا صورت می‌گیرد.

دكترمحمود عباديان